متوسط
یک استراتژی بازاریابی که برای گسترش ترس و ناامنی در بین مشتریان، معامله گران یا سرمایه گذاران استفاده میشود.
نقطه ای که کل هزینههای یک عملیات (مثلا معامله) با ارزش فعلی یا درآمد آن برابر است.
توانایی فروش یا خرید یک دارایی معین بدون ایجاد نوسانات قابل توجه در قیمت آن.
نسبتی که در سال 1966 ایجاد شد و سرمایهگذاران و اقتصاددانان از آن برای ارزیابی بازده بالقوه سرمایه گذاری (ROI) استفاده میکنند.
معیاری که به منظور ارزیابی کارایی یک سرمایهگذاری استفاده میشود. این شاخص معمولا نسبت بین سود خالص و هزینه خالص است.
یک سازمان مستقل دولتی مسئول تنظیم بازارهای اوراق بهادار.
علم استفاده از تئوری های ریاضی و محاسبات به منظور رمزگذاری و رمزگشایی اطلاعات.
روندی منفی در قیمتها در یک بازار و در طی یک دوره خاص. از این اصطلاح علاوه بر ارزهای دیجیتال، در بازارهای سنتی هم استفاده میشود. نقطه مقابل بازار خرسی، بازار گاوی است.